فلسفه وجودی بورس چیست؟
یک کارشناس اقتصادی گفت: فلسفه وجودی بورس برای تأمین مالی بنگاهها است نه اینکه یک کسی سهمی بخرد و کس دیگر سهمی بفروشد.

فردین آقابزرگی، کارشناس اقتصادی در رابطه با بودجه ۱۴۰۰ و تاثیر آن بر سیاستهای اقتصادی کشور اظهارکرد: بودجه عمومی دولت عمدتاً بیانگر وضعیت اقتصادی کشور تلقی میشود به این دلیل که بیش از ۵۰ درصد اداره امور اقتصادی به طور غیرمستقیم و مستقیم بر عهده دولت و شرکتهای وابسته به دولت است. بنابراین هر زمان که مازاد هزینه بر درآمد را در وضعیت دولت داشته باشیم این به معنی کسری بودجه است و ناچارا سیاستهای انقباضی در خصوص تخصیص منابع برای طرحهای مولد و عمرانی کشور است.
تامین مالی دولتی پروژه زیرساختی مخرب است
این کارشناس اقتصادی در رابطه با اثرات مخرب خلق نقدینگی بدون پشتوانه و آثار تورمی آن گفت: طرحهای عمرانی عمدتا از نوع زیرساختی هستند و به صورت بلند مدت این سرمایه گذاریها انجام میگیرد. معمولاً به هنگام وقوع کسری بودجه مغفول واقع میشوند و تخصیص بودجه عمرانی در اولویت نیست. اگر چنانچه دولت درگیر تراز کردن هزینهها از محل درآمدهایی که کفافش را نمیدهد، شود؛ ناچارا به سمت فروش دارای و اموال یا سیاست خلق نقدینگی و افزایش سطح عمومی قیمتها میرود.
وی ادامه داد: فروش دارایی، هرگونه دارایی اعم از مالی و ثابت به شرط اینکه در خصوص سرمایه گذاریهای آتی و درآمدزایی در آینده استفاده نشود، این یک عامل منفی و مخرب است. به عبارتی تأمین هزینههای جاری از محل درآمدهای آتی تلقی میشود. این یک چرخه و فرآیند اقتصادی منفی است، تورم در پی خواهد داشت، کسری مضاعف بودجه نیز ایجاد میکند.
سرمایه وارد شده به بازار بورس در تولید هزینه نشد
این کارشناس بازار سرمایه با اشاره به تبعات منفی بازار ثانویه و معاملات نوسانی برای سهامداران اظهارکرد: فلسفه وجودی بورس برای تأمین مالی بنگاهها است نه اینکه یک کسی سهمی بخرد و کس دیگر سهمی بفروشد. متأسفانه در ایران مجموع معاملات بازار اولیه از سال ۹۴ به ۹۸ نزدیک به ۲.۵ برابر شده است. در صورتی که معاملات بازار ثانویه ما، از ۶۰ هزار میلیارد تومان در سال ۹۴ بالغ بر ۱۱۰۰ هزار میلیارد تومان در سال ۹۸ بوده است که در ۶ ماه اخیر به بازار ثانویه ما بالغ بر ۱۲۰۰ هزار میلیارد تومان معاملات داشته است. این موضوع نشان میدهد که استفاده از بنیه بازار سرمایه به صورت هدفمند صورت نگرفته است.
آقابزرگی با اشاره به ظرفیتهای بازار سرمایه برای تامین مالی پروژههای عمرانی، افزود: در بازار سرمایه صندوقهای پروژه، صندوقهای زمین ساختمان و خیلی از ابزارهای مالی نوین وجود دارد که میتواند برای تأمین منابع مالی برای اجرای زیرساختها کمککننده باشد. البته ایراداتی نیز این مدلها دارند که باید برطرف شود اما بازار سرمایه، به میزان اشتیاق در بازار ثانویه، در بازار اولیه نیز به همین شکل اشتیاق برای تامین منابع مالی پروژههای عمرانی وجود دارد.
این کارشناس اقتصادی با تاکید بر اینکه بازار سرمایه این ظرفیت را دارد تا از طریق بازار اولیه، پول مستقیما عاید ناشر و بنگاه بهرهبردار از پروژه بشود، اظهارکرد: اگر تامین مالی از بازار سرمایه انجام نشود، این سرمایه باید با عوامل مخربی مثل فروش دارایی و پوشش هزینههای جاری اتفاق بیفتد که فرآیند غیر سودده و غیرمفیدی است.
پروژههای زیرساختی کشور در بازار سرمایه جذاب هستند
وی در رابطه با لزوم اصلاحات در مدلهای تعریف صندوق پروژههای عمرانی منطبق بر بازدهی معقول مورد انتظار سرمایهگذاران افزود: باید بین بازده صندوق و بازدهی مورد انتظار سرمایه گذارها تناسب معقول و منطقی باشد. اگر بازدهی مورد انتظار فعالان بازار یا علاقمندان به مشارکت در امر سرمایه گذاری، تناسب منطقی نداشته باشد، این طرحها جواب نمیدهد، کما اینکه صندوقهای زمین و ساختمان و صندوق پروژه غیرقابل تبدیل به سهام، تا این لحظه موفقیت آمیز عمل نکردند.
آقا بزرگی در پایان با اشاره به الویتهای اقتصادی کشور گفت: باید با تغییرات ماهیتی از جمله قابلیت تبدیل صندوق به سهام، جذابیت تامین مالی پروژههای عمرانی را افزایش داد. اولویت اول در اقتصاد کشور ما تغییر ساختار تأمین مالی از بانک محور، به بازار سرمایه محور است. فلسفه وجودی بورس در وهله اول برای تأمین مالی بنگاهها بوده است.
ارسال نظر