کابوس تازه مالکان خودرو / قیمت قطعات یدکی سر به فلک کشید

گرانی و کمبود قطعات یدکی، تعمیر خودرو را برای بسیاری از خانواده‌ها به بحران مالی تبدیل کرده و تشخیص قطعه اصلی از تقلبی را دشوارتر کرده است.

کابوس تازه مالکان خودرو / قیمت قطعات یدکی سر به فلک کشید

برای درک فشار تازه‌ای که به مالکان خودرو وارد شده، کافی است خودرو را برای یک ایراد معمولی به تعمیرگاه ببرید. در چنین شرایطی مشخص می‌شود که بخش مهمی از هزینه مالکیت خودرو دیگر فقط به بنزین و بیمه مربوط نیست؛ قطعه‌ای که قرار است طی چند ساعت روی خودرو نصب شود، ممکن است قیمتی معادل درآمد چند هفته یک خانواده داشته باشد.

ماجرا زمانی پیچیده‌تر می‌شود که مالک خودرو با چند قطعه تقریباً مشابه روبه‌رو است، اما نمی‌داند کدام نمونه اصلی، کدام تولید داخل، کدام وارداتی و کدام فقط دارای بسته‌بندی شکیل‌تر است. بازار قطعات یدکی ایران سال‌هاست با مجموعه‌ای از مشکلات شامل گرانی، کمبود، وابستگی به واردات، عرضه قطعات بی‌کیفیت و دشواری تشخیص کالای اصلی از تقلبی مواجه است؛ مشکلاتی که در ماه‌های اخیر فشار بیشتری بر مالکان خودرو وارد کرده‌اند.

گزارش‌های منتشرشده از بازار نیز از افزایش قابل توجه قیمت برخی قطعات و کاهش قدرت خرید مصرف‌کنندگان حکایت دارند. به این ترتیب، هزینه‌ای که پیش‌تر یک خرج معمولی برای نگهداری خودرو محسوب می‌شد، اکنون برای بخشی از خانوارها به یک بحران مالی تبدیل شده است.

چرا قطعات یدکی گران شده‌اند؟

بازار قطعات یدکی، از یک بازار معمولی فاصله گرفته است. گزارش‌های صنفی منتشرشده در سال گذشته از اثرگذاری نرخ ارز، کندی ترخیص کالا، وابستگی بخشی از بازار به واردات و افزایش قطعات تقلبی بر روند این بازار خبر می‌دادند. در ماه‌های اخیر نیز گزارش‌هایی درباره افزایش شدید قیمت برخی قطعات و کمبود عرضه منتشر شده است؛ به‌طوری‌که در بعضی اقلام، رشد قیمت‌هایی بسیار بالاتر از میانگین بازار گزارش شده است.

قطعه خودرو در ظاهر کالایی ساده به نظر می‌رسد، اما پشت همین قطعه کوچک، زنجیره‌ای طولانی قرار دارد؛ از تأمین مواد اولیه و ساخت قالب گرفته تا ماشین‌کاری، بسته‌بندی، حمل‌ونقل، واردات احتمالی، گمرک، توزیع و فروش. تعمیرکار نیز در پایان این زنجیره، قطعه را روی خودرو نصب می‌کند. هر تغییری در یکی از این حلقه‌ها می‌تواند قیمت نهایی را افزایش دهد.

وقتی هزینه تولید بالا می‌رود یا واردات با مشکل مواجه می‌شود، قطعه فقط گران‌تر نمی‌شود؛ گاهی ممکن است برای مدتی از بازار ناپدید شود. در این وضعیت، فروشنده‌ای که قطعه‌ای را در انبار دارد، الزاماً براساس قیمت خرید قبلی آن قیمت‌گذاری نمی‌کند و هزینه جایگزینی قطعه در آینده نیز وارد معادله می‌شود.

برای مالک خودرو اما همه این اصطلاحات اقتصادی یک معنای ساده دارد: «ماشینم خراب شده و پول تعمیرش را ندارم.»

تعمیرات ضروری که به تعویق می‌افتند

با افزایش قیمت خودروهای صفر، بسیاری از مردم انتظار دارند هزینه تعمیر و نگهداری خودروهای موجود همچنان قابل مدیریت باشد؛ اما افزایش قیمت قطعات باعث شده بخشی از مالکان، تعمیر خودرو را به تعویق بیندازند.

لنت، دیسک و صفحه، باتری، کمک‌فنر، قطعات سیستم تعلیق، قطعات موتور و حتی اجزای الکترونیکی، هرکدام می‌توانند هزینه‌ای مستقل و سنگین ایجاد کنند. در نتیجه، خودرویی که برای حفظ ایمنی و عملکرد مناسب خود نیاز به سرویس دارد، گاهی ماه‌ها با یک ایراد نیمه‌فعال در خیابان تردد می‌کند؛ زیرا مالک توان پرداخت هزینه تعمیر را ندارد.

این تأخیر فقط یک مسئله اقتصادی نیست و می‌تواند به موضوعی ایمنی تبدیل شود. فرسودگی لنت یا لاستیک، نقص در سیستم تعلیق یا نادیده گرفتن ایراد فنی خودرو به دلیل هزینه بالا، تنها مالک را در معرض خطر قرار نمی‌دهد. خودرو در نهایت وارد خیابان می‌شود و کوچک‌ترین نقص در سیستم‌های حیاتی آن می‌تواند برای سایر کاربران جاده نیز پیامد داشته باشد.

قطعه ارزان همیشه به معنای صرفه‌جویی نیست

افزایش قیمت قطعات، رفتار دیگری را نیز در بازار ایجاد کرده است: حرکت مصرف‌کننده به سمت گزینه ارزان‌تر، حتی زمانی که کیفیت آن مشخص نیست. وقتی مالک خودرو برای یک قطعه با دو قیمت کاملاً متفاوت مواجه می‌شود، طبیعی است که گزینه ارزان‌تر برایش جذاب باشد.

با این حال، در بازار قطعات خودرو، ارزان‌تر بودن همیشه به معنای صرفه‌جویی نیست. ممکن است دو قطعه برای یک خودرو از نظر ظاهری مشابه باشند؛ یکی قیمت بیشتری داشته باشد و دیگری با نصف آن قیمت عرضه شود. اگر قطعه ارزان‌تر عمر کوتاه‌تری داشته باشد، زودتر خراب شود یا به بخش دیگری از خودرو آسیب بزند، هزینه نهایی می‌تواند از خرید قطعه اصلی بیشتر شود.

این همان اقتصاد معکوس تعمیر خودرو است؛ مالک برای کاهش هزینه امروز، ممکن است هزینه بزرگ‌تری را برای آینده ایجاد کند.

وقتی تشخیص قطعه اصلی از تقلبی دشوار می‌شود

مشکل بازار فقط گرانی نیست. قطعات تقلبی نیز همچنان یکی از چالش‌های قدیمی بازار یدکی ایران به شمار می‌روند. گزارش‌های صنفی در سال‌های اخیر بارها نسبت به گسترش قطعات فاقد کیفیت و دشواری تشخیص آنها هشدار داده‌اند. حتی گزارش‌هایی درباره عرضه قطعات دست‌دوم با بسته‌بندی جدید و فروش آنها به‌عنوان قطعه نو منتشر شده است.

برای مصرف‌کننده عادی، تشخیص چنین قطعه‌ای تقریباً غیرممکن است. بسته‌بندی ممکن است حرفه‌ای باشد، لوگو و هولوگرام داشته باشد و فروشنده نیز با اطمینان درباره اصالت کالا صحبت کند؛ اما کیفیت واقعی قطعه را نمی‌توان فقط از روی جعبه تشخیص داد.

این موضوع در قطعات حساس اهمیت بیشتری دارد. یک فیلتر بی‌کیفیت شاید فقط کیفیت فیلتراسیون را کاهش دهد، اما وقتی پای قطعات ترمز، فرمان، سیستم تعلیق، اجزای موتور یا قطعات الکترونیکی حساس در میان باشد، استفاده از کالای بی‌کیفیت می‌تواند پیامدهای جدی‌تری داشته باشد.

مصرف‌کننده ایرانی در این شرایط با انتخابی دشوار روبه‌رو است؛ از یک‌سو قطعه اصلی قیمت بالایی دارد و از سوی دیگر، قطعه ارزان‌تر ممکن است اصلاً همان چیزی نباشد که فروشنده ادعا می‌کند. انتخاب اشتباه می‌تواند هم هزینه تعمیر بعدی را افزایش دهد و هم ایمنی خودرو را تحت تأثیر قرار دهد.

وابستگی وارداتی؛ حلقه‌ای که قیمت را جابه‌جا می‌کند

بخش دیگری از مشکل به وابستگی بازار به قطعات وارداتی مربوط می‌شود. حتی در خودروهایی که تولید داخل محسوب می‌شوند، همه قطعات لزوماً داخلی نیستند. برخی مواد اولیه، تجهیزات، قطعات الکترونیکی و اجزای تخصصی ممکن است به زنجیره واردات وابسته باشند.

به همین دلیل، تغییرات نرخ ارز، محدودیت‌های تجاری، مشکلات ثبت سفارش یا تأخیر در ترخیص می‌تواند بر قیمت قطعات اثر بگذارد. این وابستگی زمانی بیشتر خود را نشان می‌دهد که یک قطعه کمیاب شود.

در شرایط عادی، فروشنده برای جذب مشتری ناچار است قیمت رقابتی داشته باشد؛ اما وقتی قطعه کمیاب می‌شود، قدرت چانه‌زنی به سمت فروشنده می‌رود. مالک خودرو نیز معمولاً انتخاب زیادی ندارد و اگر قطعه برای تعمیر خودرو ضروری باشد، نمی‌تواند خرید آن را چند هفته عقب بیندازد.

در این نقطه، بازار قطعات یدکی می‌تواند از یک «بازار رقابتی» به «بازار کمبود» تبدیل شود. در بازار کمبود، قیمت فقط تابع هزینه تولید نیست و موجودی، سرعت تأمین، ریسک واردات، نرخ ارز و حتی انتظار فروشنده از قیمت آینده نیز در معامله اثر می‌گذارد. به همین دلیل ممکن است دو فروشگاه در یک خیابان، برای یک قطعه قیمت‌های کاملاً متفاوتی اعلام کنند.

نقش تعمیرکار در افزایش یا کاهش هزینه

با این حال، داستان فقط به فروشنده ختم نمی‌شود. تعمیرکار نیز در این زنجیره نقش مهمی دارد. مالک خودرو معمولاً تخصص کافی برای تشخیص قطعه معیوب ندارد و به تعمیرکار اعتماد می‌کند. تعمیرکار باید بتواند تشخیص دهد که آیا قطعه واقعاً خراب است، آیا امکان تعمیر آن وجود دارد یا باید تعویض شود و در صورت نیاز به خرید قطعه جدید، چه سطحی از کیفیت مناسب است.

اگر این تشخیص اشتباه باشد، مالک ممکن است هزینه چند قطعه را پرداخت کند تا در نهایت ایراد اصلی شناسایی شود. این مسئله در خودروهای جدید و پیچیده‌تر اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا سیستم‌های الکترونیکی و مکانیکی در آنها وابستگی بیشتری به یکدیگر دارند.

در خودروهای قدیمی‌تر، بسیاری از ایرادات برای تعمیرکار باتجربه قابل تشخیص بود؛ اما خودروهای جدیدتر با ECU، سنسورهای متعدد، سیستم‌های تزریق پیچیده، گیربکس‌های اتوماتیک و موتورهای توربوشارژ، به عیب‌یابی تخصصی‌تری نیاز دارند. در چنین شرایطی، تعویض قطعه به روش آزمون و خطا می‌تواند هزینه زیادی به مالک خودرو تحمیل کند.

افزایش عمر خودروها و رشد تقاضا برای قطعات

افزایش قیمت خودروهای صفر نیز این وضعیت را تشدید کرده است. وقتی خرید خودروی جدید برای بسیاری از خانوارها دشوار باشد، عمر خودروهای موجود بالاتر می‌رود و طبیعتاً نیاز به تعمیر و تعویض قطعه افزایش پیدا می‌کند.

به بیان دیگر، هرچه مردم مدت بیشتری خودروهای فعلی خود را حفظ کنند، بازار قطعات یدکی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در این میان، یک تناقض شکل گرفته است: از یک سو خودروهای جدیدتر و پیچیده‌تر وارد بازار می‌شوند و از سوی دیگر، بخش بزرگی از مردم همچنان از خودروهای قدیمی استفاده می‌کنند.

بنابراین بازار قطعات باید هم‌زمان پاسخگوی دو گروه باشد؛ مالکان خودروهای قدیمی که به قطعات مصرفی و مکانیکی نیاز دارند و مالکان خودروهای جدید که با قطعات تخصصی‌تر و گران‌تر سروکار دارند.

شفافیت؛ حلقه مفقوده بازار قطعات

در چنین بازاری، شفافیت اهمیت زیادی دارد. مصرف‌کننده باید بتواند بفهمد قطعه‌ای که می‌خرد در کجا تولید شده، چه شرکتی آن را ساخته، آیا اصالت آن قابل استعلام است و چه ضمانتی دارد. اگر این اطلاعات در دسترس نباشد، مصرف‌کننده عملاً با یک جعبه بسته و یک قیمت مواجه خواهد بود.

طرح‌های مربوط به شناسه کالا و رهگیری قطعات با هدف مقابله با همین مشکل مطرح شده‌اند؛ اما تا زمانی که مصرف‌کننده، فروشنده و شبکه توزیع نتوانند اصالت قطعه را به شکلی ساده و قابل اعتماد بررسی کنند، بازار قطعات تقلبی همچنان فرصت رشد خواهد داشت.

از سوی دیگر، مقابله با قطعه تقلبی نباید فقط در سطح مغازه انجام شود. اگر قطعه بی‌کیفیت از مسیر تولید یا واردات وارد بازار شده باشد، منشأ آن باید مشخص شود. افزایش قیمت قطعات، کمبود عرضه و دشواری تشخیص کالای اصلی از تقلبی، در کنار هم هزینه مالکیت خودرو را بالا برده‌اند؛ هزینه‌ای که اکنون برای بسیاری از مالکان، از یک تعمیر ساده فراتر رفته و به تصمیمی دشوار میان پرداخت هزینه سنگین یا ادامه تردد با خودرویی دارای نقص فنی تبدیل شده است.

منبع: تابناک

برچسب‌ها

نظر شما درباره این مطلب؟

قرار دادن دیدگاه

امتیاز مطلب: ۵ از ۵ (۱ رأی)

دیدگاه‌ها

ارسال نظر