روایت متقاطع از زندگی، مرگ و جنگ

نمایش «نذار این خواب تعبیر بشه» به نویسندگی و کارگردانی مهدی نصیری اثری به دور از مولفه‌های کلیشه‌ای تئاتر دفاع مقدس است.

به گزارش پایگاه خبری گسترش، روزنامه صمت نوشت: این نمایش رویکردی واقع‌گرایانه به مقوله مقاومت و دفاع مقدس دارد و روایت‌گر داستان ۳ زوج جوان از شهرهای تهران، رشت و مشهد است. ۳ مرد این نمایش سرباز هستند و موظف به گذران این دوره در جنگ. آنها به منطقه عملیاتی سومار فراخوانده شده و همسران جوان‌شان به‌دنبال دیدن خوابی مبنی بر شهید شدن‌شان، پیش از اعزام آنها، به ملاقات‌شان در پشت جبهه آمده‌اند. آنها در تلاشند تا مردان خود را به خانه و زندگی بازگردانند… . به بهانه اجرای این نمایش در تالار سایه مجموعه تئاترشهر گفت‌وگویی با مهدی نصیری نویسنده، کارگردان و ترانه کوهستانی و هما پریسان دو بازیگر این نمایش داشته‌ایم که در ادامه می‌خوانید. ایده اولیه نگارش متن از کجا آمد و چطور شد که تصمیم گرفتید یک نمایشنامه ۳ اپیزودی درباره دفاع مقدس بنویسید؟ مهدی نصیری: ایده اولیه‌ام این بود که نمایشنامه‌ای درباره یک زن بنویسم که به سراغ همسرش می‌رود تا او را به خانه برگرداند اما به‌تدریج آن را تبدیل به ۳ اپیزود کردم تا داستان ۳ زن در اپیزودهای مختلف این نمایشنامه به جمع بیشتری از زنانی که وضعیتی
مشابه زنان نمایشنامه «نذار این خواب تعبیر بشه» دارند، تعمیم داده شود. ساختار روایی اولیه نمایشنامه یک ساختار خطی بود که با تغییراتی که در متن ایجاد کردم، ساختار خطی به‌هم خورد و متن تبدیل به ۳ داستان موازی شد که همدیگر را قطع می‌کنند. با این کار توالی زمانی به‌هم خورد و داستان‌ها وارد همدیگر شدند. چرا خواستید ساختار خطی متن را به‌هم بزنید و تبدیل به یک ساختار موازی کنید؟ این کار با ریسک همراه نبود؟ ترس گم کردن روایت ازسوی مخاطب را نداشتید؟ مهدی نصیری: این کار را به دو دلیل انجام دادم؛ نخست آنکه حس می‌کردم با استفاده از ساختار خطی، منظور روایی داستان‌ها تکرار می‌شود و شباهت‌هایی میان داستان‌ها اتفاق می‌افتد. باید سعی می‌کردم این اتفاق نیفتد که تصمیم گرفتم ۳ اپیزود ۲۰دقیقه‌ای نمایش را با توزیع مناسب اطلاعات از همدیگر جدا کنم. در واقع توزیع اطلاعات را مقداری جابه‌جا کردم و ساختار اپیزود خطی با تغییر اساسی مواجه شد. این کار را در راستای جلوگیری از تکرار مکانیکی در نمایش انجام دادم و خواستم اگر تکراری هم در نمایش اتفاق می‌افتد، یک تکرار با کاربرد و کارکرد دراماتیک باشد. دلیل
دیگرش هم این بود که می‌دانستم روایت تقطیع‌شده خطی، یک بخش‌هایی از ضعف‌های احتمالی داستان را برطرف می‌کند. یعنی اگر مخاطب احساس کند در یکی از۳ اپیزود نمایش اطلاعات و جذابیت کمی وجود دارد، بلافاصله وارد یک داستان دیگر می‌شود که آن داستان متفاوت می‌تواند کیفیت دراماتیک را ارتقا دهد. بازیگرهای نمایش «نذار این خواب تعبیر بشه» را براساس چه معیارهایی انتخاب کردید؟ مهدی نصیری: نمایش ما ۶ پرسوناژ دارد که دوتای آنها یک زوج تهرانی هستند و ما برای بازیگر این نقش‌ها نیاز به بازیگری نداشتیم که گویش خاصی داشته باشد اما ۴ پرسوناژ دیگر زوج‌های گیلانی و مشهدی هستند که بازیگرهای این نقش‌ها باید می‌توانستند به گویش‌های مشهدی و گیلکی صحبت کنند. ابتدا فکر می‌کردیم این ۴ بازیگر به‌طور حتم باید مشهدی و گیلانی باشند اما بعد به این نتیجه رسیدیم که چنین لزومی وجود ندارد چون کارکرد و تاثیری که بازیگر می‌خواهد روی مخاطب بگذارد فقط از طریق لهجه‌اش نیست، به همین دلیل دیگر مشهدی و گیلانی بودن بازیگرها برایم مهم نبود و فقط می‌خواستم بازیگرانی را انتخاب کنم که ضمن توانایی‌شان در بازیگری، شرایط بازی کردن در
نقشی که به آنها محول می‌شود را هم داشته باشند. این‌طور بود که ۶ بازیگر نمایش را انتخاب کردم. البته بازیگرهای نقش‌های «نازی» و «لیلا» بازیگرهای دیگری بودند که در میانه تمرین‌ها از کار کناره‌گیری کردند و من خانم کوهستانی و خانم پریسان را به گروه اضافه کردم. نسبت به برخی بازیگرهای گروه از جمله آقای تشکر، آقای پناهنده و خانم کوهستانی شناخت داشتم و از خانم پریسان هم یک تئاتر دیده بودم. خوشبختانه از انتخاب‌هایم راضی هستم و از کارشان رضایت دارم. خانم کوهستانی شما چطور به این نمایش پیوستید؟ از روند بازی و انتخاب نقش بگویید؟ ترانه کوهستانی: من چند سال به عنوان دستیار کارگردان در تئاتر فعالیت می‌کردم اما از سال ۸۸ تمرکزم را روی بازیگری گذاشتم و تجربه‌های گوناگونی در این زمینه کسب کردم که از اتفاق برخی از این تجربه‌ها در زمینه کارهای مربوط به حوزه جنگ بوده است. اصولا نسبت به کارهای جنگی خیلی مشتاق هستم و فیلم‌های محبوبم هم فیلم‌های «از کرخه تا راین» و «بوی پیراهن یوسف» است. نمایش «خیال روی خطوط موازی» آقای آذرنگ هم یکی از نمایش‌های مورد علاقه‌ام است که در آن به عنوان بازیگر و منشی
صحنه نیز حضور داشتم. بسیاری از کارهای مربوط به حوزه دفاع مقدس به‌دلیل سطح پایین نگارش یا تولیدشان مرا عصبی می‌کند اما درباره نمایش «نذار این خواب تعبیر بشه» با یک نمایشنامه خوب در حوزه دفاع مقدس مواجه شدم. وقتی نمایشنامه را خواندم، نقش زن‌های مشهدی و گیلانی را خیلی دوست داشتم اما جذابیت اصلی نمایشنامه برایم این بود که این نمایشنامه برخلاف نمایشنامه‌ها و فیلمنامه‌های دیگری که در زمینه دفاع مقدس نوشته می‌شود، درباره دوری زنان از مردان‌شان در هنگام جنگ است و این چیزی است که کمتر کسی درباره آن صحبت کرده بود. درباره نقش «لیلا» چه چیزی برای‌تان جذابیت بیشتری ایجاد می‌کرد؟ ترانه کوهستانی: چیزی که باعث شد از نقش لیلاخوشم بیاید این بود که تغییرات این کاراکتر و پارتنر آن در مقایسه با تغییرات زوج‌های ۲ اپیزود دیگر بیشتر است. زوج‌های دیگر با عشق و علاقه زندگی می‌کردند اما در زندگی لیلا و همسرش یک اتفاق بحرانی افتاده که باعث ایجاد تفاوت‌هایی میان این زوج با زوج‌های دیگر می‌شود. ضمن اینکه درنهایت همسر لیلا به خانه برمی‌گردد اما هیچ کدام از دو مرد دیگر در عین علاقه‌ای که به همسرشان
دارند، به خانه برنمی‌گردند. لیلا و همسرش از هم گسسته بودند و بعد دوباره به هم پیوند خوردند و این چیزی بود که نظر مرا درباره کاراکتر لیلا جلب می‌کرد. خیلی از بازیگرهای جوان مطیع کارگردان‌ها نیستند و وقتی پیشنهادی ارائه می‌دهند و آن پیشنهاد ازسوی کارگردان رد می‌شود، سرخورده و عصبی می‌شوند. آقای نصیری هیچ‌وقت حرف غیرمنطقی نزده‌اند که من آن را نپذیرم اما اگر حرف غیرمنطقی هم بزنند، من سعی می‌کنم آن را بپذیرم چون اصولا بازیگر باید این چیزها را درک کند. من اگر خودم کارگردانی کنم، می‌توانم سلیقه‌ام را در آن کار اعمال کنم اما وقتی در اختیار یک کارگردان دیگر قرار می‌گیرم، نمی‌توانم سلیقه‌ام را بدون اجازه کارگردان در کار دخیل کنم زیرا آن کار متعلق به شخص دیگری است. خانم پریسان به عنوان کسی که بیشتر کارگردانی را تجربه کرده‌اید، چطور شد که بازی در نقش «نازی» را در تئاتر «نذار این خواب تعبیر بشه»پذیرفتید؟ هما پریسان: من در تمام کارهایی که کارگردانی کرده‌ام به عنوان بازیگر هم حضور داشته‌ام و این دو تجربه را با هم گذرانده‌ام، به همین دلیل تجربه من در بازیگری کمتر از تجربه‌ام در حوزه
کارگردانی نیست و بازیگری را هم دوست دارم. من از گذشته با آقای نصیری آشنایی داشتم و یادم است که ایشان در جشنواره تئاتر ایثار هم داور ما بودند. وقتی آقای نصیری نمایشنامه را برای من فرستادند، به من نگفتند که قرار است در چه نقشی بازی کنی. من نمایشنامه را خواندم و از میان ۳ کاراکتر زن نمایشنامه، زن گیلانی را دوست داشتم و به ایشان گفتم اگر ممکن است این نقش را بازی کنم. همان ابتدا فکر کردم با بازی در این نقش می‌توانم تجربه جدیدی داشته باشم چون کاراکتر نازی سرشار از ویژگی‌های گوناگون است. نازی پر از آنِ زندگی است و خیلی زود عصبی و ناراحت می‌شود و خیلی زود هم آشتی می‌کند. نازی کودک درونش زنده است و من این را دوست داشتم و فکر کردم به‌عنوان بازیگر می‌توانم به‌خوبی نشانش بدهم. البته فکر می‌کنم همه زن‌های این نمایش از همین ویژگی‌های نازی برخوردارند. همه خلق و خوی انسانی دارند و اهل فرم و شعار نیستند. مجموعه احساساتی که در نازی وجود دارد، در زن‌ تهرانی و زن مشهدی هم هست اما شاید این ویژگی‌ها در نازی بیشتر نمود پیدا کرده که به همین دلیل کاراکتر نازی را بیشتر دوست داشتم. برنامه‌ بعدی‌تان در زمینه بازیگری یا
کارگردانی در تئاتر چیست؟
هما پریسان: من به همراه آقای احمد صمیمی مشغول کارگردانی مشترک یک نمایش هستیم که قرار است در جشنواره تئاتر شهر روی صحنه برود. این نمایش که نام آن«آواز ستاره‌ها» است، یک تم اجتماعی امروزی دارد و درباره ارتباط آدم‌های امروزی با یکدیگر است که منجر به اتفاقاتی جبران‌ناپذیر می‌شود. ترانه کوهستانی: من هم سر تمرین نمایشی از آقای عباس عبدالله‌زاده هستم. مهدی نصیری: من پیش از اینکه بخواهم نمایش «نذار این خواب تعبیر بشه» را شروع کنم، دوست داشتم نمایشنامه «مرگ و دوشیزه» آریل دورفمان را کار کنم که شروع هم کردم اما دیدم تولید آن به‌ویژه در حوزه انتخاب بازیگر کمی برایم دشوار است و نیاز به زمان بیشتری دارم. نمی‌خواستم آن را با اعتماد به نفس کاذب کار کنم چون یک اجرای خیلی بد هم از آن دیده بودم. راستش در این سال‌ها از نمایشنامه‌هایی که خیلی آنها را دوست دارم، بدترین اجراها را دیده‌ام که به‌طورمعمول این اجراها ازسوی کارگردان‌های خوبی هم روی صحنه رفته است. به هر حال «مرگ و دوشیزه» را کنار گذاشته‌ام و حالا قصد دارم نمایشنامه «مرثیه باد» را که
خودم نوشته‌ام روی صحنه ببرم که یک فضای متفاوت عاشقانه دارد.

نظر شما درباره این مطلب؟

قرار دادن دیدگاه

امتیاز مطلب: ۵ از ۵ (۱ رأی)

دیدگاه‌ها

ارسال نظر